سيد محمد كمره اى
880
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
خانه آمده ، شام دمى و خورشت اسفناج خورده ، خوابيديم . [ امور روزانه ] سهشنبه 29 جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى استاد على حسن با دو عمله آمده ، مشغول كشيدن چينه شده ، من هم بيرون آمده به خانه معدل شيرازى ديدن رفته ، بعد به خانه دكتر سعادت رفته ، مختصر صحبتى در هردو جا و چايى . بعد به خانه برهان المتكلمين همدانى رفته ، آقاى حاج فطن الملك هم آنجا بودند . يك مسمّط عالى خوبى در هجو مدرس كه سابقا آقاى برهان در فرونت بسته بود خواند . بعد بلند شده به نظميه رفته ، توضيحات مجددى از من ، رييس شعبه دو درخصوص سرقت هفته گذشته خواست و نوشت و مهر مرا پاى آنها زد . بعد رضا قلى خان رييس كل هم آمده ، اظهار محبت گرمى فوق العاده با من نمود ، سفارش اكيدى هم در تعقيب اين سرقت به رييس شعبه دو نموده ، رييس هم يگانه علاجى براى جلوگيرى از سرقت آتيه به آوردن يك سگ خوبى نمودند . خيلى تشكر نمودم از اين فكر اساسى ! بعد بلند شده به خانه حاج وكيل الرعاياى همدانى به ديدن آقا شيخ على مجتهد همدانى كه در حبس انگليسها در هند بوده و اين اوقات او را به طهران آورده ، آزاد نموده بودند . آقاى ثقة الملك هم آنجا بود . به قدر ساعتى نشسته ، قرار گذاشتند فردا عصر آقاى ثقة الملك با آقاى شيخ على تشريف بياورند منزل بنده . بعد بلند شده مقارن ظهر به خانه آمده ، بتول و ننه اسماعيل به خانه آقاى خلخالى رفته بودند . من و احمد ناهار نان ، ماست و پنير خورده ، بعد چايى . بعد شاهزاده مهدى قلى ميرزا و آقا ميرزا غفار خان و آقا ميرزا محمد على فرنقى آمده ، ساعتى صحبت و چايى . بعد آنها رفته ، عملهجات و چينهكش هم مشغول كار . من هم احمد را خانه گذاشته ، دو تومان كه صبح نزد احمد گذاشته بودم سپردم كه به استاد بدهد . يك تومان ناهار به آنها داده بود ، بقيه را گفتم عصر بدهد . بعد بيرون آمده به آقا ميرزا عباسقلى خان درب دكانش گفتم كه برود عصر منزل آقا اكبر آقا تا من بيايم . بعد به خانه رضا قلى خان قورخانه رفته ، نبود . از آنجا از راه عدليه ، در آنجا صدر الاسلام همدانى را ديده ، خيلى عذر از نبودنش خواست و اصرار به رفتن بنده به منزلشان نمود . بعد پسر افتخار را ديده سفارش موقوفات مرحوم حاج ملا على كنى كه توليت با آقا ميرزا ابو القاسم و نظارت با آقا تقى بوده باشد و اينكه آقا ميرزا هاشم دست از خيال حاج آقا بكشند نمودم .